13 بهمن 1400

کلاه شادی

مولف: امین جعفری   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

کلاه شادی

«کلاه شادی» داستان شش دوست است که یک روز همگی بی‌حوصله هستند. اما با گرفتن هدیه مخصوص که یک کلاه است، شاد می‌شوند.

یک روز صبح  فیل که خیلی بی‌حوصله و بداخلاق بود با صدای زنگ در از خواب بیدار شد. پشت در کسی نبود، اما یک جعبه هدیه بزرگ در انتظار فیل بود. فیل بعد از باز کردن هدیه، یک کلاه چند طبقه زیبا را دید که از کلاه‌های مختلف درست شده بود. خیلی خوشحال و شاد شد و رفت تا کلاهش را به دیگر دوستانش نشان دهد. اول از همه پیش گورخر رفت، اما او هم بی‌حوصله بود و دوست نداشت کسی کاری به کارش داشته باشد، فیل با دیدن حال گورخر یک کلاه به او داد. گورخر با دیدن کلاه خوشحال شد. هر دو تصمیم گرفتند پیش لاک‌پشت بروند و کلاه‌های‌شان را به او نشان بدهند. اما لاک‌پشت هم در لاک خودش بود و حوصله کسی را نداشت، با این حال فیل به او هم یک کلاه داد و او را هم خوشحال کرد و هر سه سراغ جغد و سپس شیر رفتند و همین ماجرا ادامه داشت. فیل به جغد و شیر هم یک کلاه داد. اما شیر با این‌که عاشق آن کلاه شده بود هنوز ناراحت بود، چون فهمیده ‌بود که زرافه حالش خوب نیست و نمی‌دانست برای خوب کردن حال او چه کار باید کند. بعد همگی فکر کردند که چه کار کنند که رزافه را خوشحال کنند، این بار دیگر کلاهی باقی نمانده بود تا به زرافه بدهند. آن‌ها هدیه‌ای درست کردند تا زرافه را غافلگیر کنند، با کلاه‌های خودشان کلاهی زیبا و بزرگ برای زرافه درست کردند. زرافه با دیدن هدیه زیبای دوستانش حالش خوب شد و همگی از کنار هم بودن بسیار شاد و خوشحال شدند.

داستان «کلاه شادی» حکایت از دوستی دارد. دوستی که در آن توجه به حال و احوالات دوستان مهم است. خوشحال کردن دوست و از خودگذشتگی و بخشش از جمله نکات مهمی است که در این داستان به آن اشاره و با ظرافت و سادگی تمام روایت شده است.

تعداد مشاهده (858)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "کلاه شادی"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید